نمایش/عدم نمایش منوهای سمت راست طالع بینی امروز راهنمای کاربری سایت کارت های پربیننده نوشته های پربیننده پربیننده های امروز بازی
اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد ! تماس با مدير سايت ! اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !
عید نوروز
ورود به سایت     راهنما

کاربر مهمان
خروج از سایت
ترجمه سایت به سایر زبانها

جستجو

اخبار مسابقه

نتایج آخرین مرحله مسابقه

ارسال آثار خود برای سایت
ارسال آثار خود برای سایت

 

در اين بخش متون و نوشته هاي زیبای اعضاي سايت نمايش داده می شود. این نوشته ها می توانند به زبان فارسی یا انگلیسی باشند. جهت درج نوشته هاي خود در اين بخش بايد عضوي از سايت بوده و پس از ورود به سايت اين بخش براي درج نوشته هاي شما فعال خواهد شد. متن شما مي تواند يک نوشته ساده يا يک کد HTML باشد که طبعا داراي قابليت ويرايش ، تغيير رنگ و قلم و حتي استقاده از تصاويري که در سايت هاي شما يا  ديگران موجود باشند. درج منبع متن در هر صورتی که از خود شما نباشد (از اشخاص یا وب سایت های دیگر) الزامی می باشد. این سایت هیچگونه مسئولیتی در قبال این مورد بر عهده نخواهد گرفت.
   متون و نوشته هاي زيبا
     
جستجو برای:             تعداد ردیفها: 27
صفحه 1از 2
تعداد ردیف در صفحه:
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان شیرین ترین
متن

میگفتند : علف باید به دهن بزی شیرین بیاد ...
یه عمری خودمونو كشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم
غافل از اینكه اصلاً طرف بز نبود ... گاو بود

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 585
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان Alphabets
متن


A wife asked her husband to describe her.

He said: 'You're A, B, C, D, E, F, G, H, I, J, K'.

She said: 'What does that mean?' He said Adorable, Beautiful, Cute, Delightful, Elegant, Foxy, Gorgeous, Hot'.

She said: 'Oh that's so lovely. What about I, J, K?'

He said-- I'm Just Kidding---!!!

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 530
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان خوشبختي
متن

خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز ، استفاده از امروز و اميد به فردا ....

ولي ما با سه جمله ديگر زندگيمان را تباه مي کنيم : حسرت ديروز ، اتلاف امروز و ترس از فردا
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 657
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان چقدر خنده داره که ...
متن

* چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

* چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

* چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!

* چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

* چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

* چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از كتاب آسماني سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

* چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما در برنامه عبادت به آخرين صف ها تمایل داریم!

* چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

* چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان ديني رو به سختی باور می کنیم!

* چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

* چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

* خنده داره اینطور نیست؟
* دارید می خندید ؟
* دارید فکر می کنید؟

* این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

* آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را برای بقیه دوستانتان ارسال کنید خیلی ها را از لیستی که ذهن خود دارید پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

* این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 625
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان مهندس
متن

گرفتم بعد عمري مدرکي چند
!و اينجانب شدم حالا مهندس
ندانستم که ريزد از چپ و راست
!ز پايين و از آن بالا مهندس
:غضنفر گاري اش را هول نميداد
!د ِ يالا هول بده يالا مهندس
تقي هم چونه ميزد کنج بازار
!نمي ارزه واسم والا مهندس

***
:به مرد قهوه چي ميگفت اصغر
!دو تا چايي قند پهلو مهندس
شنيدم کودکي ميگفت در ده
!به مردي با چپق خالو مهندس
ز جنب دکه اي بگذشت مردي
!صدا آمد " آب آلبالو مهندس "
خلاصه ميخورد خون جماعت
!هميشه بدتر از زالو مهندس

***
شنيدم با تشر ميگفت معمار
!به آن وردست حمالش مهندس
همين مانده که از فردا بگويند
!به گوساله و امثالش مهندس
يهو ياد سکينه کردم اي داد
!فداي آن لب و خالش مهندس
شنيدم که عمل کرده دماغش
خبر داري از احوالش مهندس؟!

***
شنيدم بعد تنظيمات بيني
!بهش ميگن همه خانوم مهندس
شنيدم بچه زاييده دوباره
بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟
...
!سرت رو درد آوردم من مهندس
!سخن از هر دري اومد مهندس
يکي سيگار ميخواد اون سمت دکه
!برو که مشتري اومد مهندس

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 584
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان سرانجام قصه چت
متن
شدم با چت اسیر و مبتلایش شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او می نمودم به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت سرانجامی ندارد قصّه ی چت
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 624
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان تفاوت ایران و خارج
متن

موضوع انشا: توافت‌هاي ايران و خارج

پدرم هميشه مي‌گويد " اين خارجي‌ها که الکي خارجي نشده‌اند، خيلي کارشان درست بوده که توي خارج راهشان داده‌اند" البته من هم مي‌خواهم درسم را بخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي چيزها راجب به خارج مي‌دانم.

تازه دايي دختر عمه‌ي پسر همسايه‌مان در آمريکا زندگي مي‌کند. براي همين هم پسر همسايه‌مان آمريکا را مثل کف دستش مي‌شناسد. او مي‌گويد "در خارج آدم‌هاي قوي کشور را اداره مي‌کنند" مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است. ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم... البته آن قسمت‌هاي بي‌تربيتي فيلم را نديديم اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود. خارجي‌ها خيلي پر زور هستند و همه‌شان بادي ميل دينگ کار مي‌کنند. همين برج‌هايي که دارند نشان مي‌دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛ فقط برنامه‌هاي علمي آن را نگاه مي‌کنيم. تازه من کانال‌هاي ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند. اين آمريکايي‌ها بر خلاف ما آدم‌هاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل مي‌کنند و بوس مي‌کنند. اما در فيلم‌هاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي‌نشينند که به ضعم بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي‌شود و نخبه‌هاي علمي کشور مجبور مي‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش مي‌شوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان مي‌دهد که از يک خانواده‌ي کارگري بوده اما تا مي‌فهمند که نخبه است به او خيلي بودجه مي‌دهند و او هم برق را اختراع مي‌کند. پسر همسايه‌مان مي‌گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور بوديم شب‌ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.

من شنيده‌ام در خارج دموکراسي است. ولي ما نداريم. اگر اينجا هم دموکراسي مي‌شد چقدر خوب مي‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور مي‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش مي‌شد. شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت مي‌کرديم تا وزير بشوند. خيلي خوب مي‌‌شد. ولي سد افصوث و دريق که نمي‌شود.

از نظر فرهنگي ما ايراني‌ها خيلي بي‌جمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تن‌پرور هستيم و حتي هفته‌اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده‌ايم. شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايه‌مان شنيدم که در خارج جمعه‌ها تعطيل نيست. وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هاي پسر همسايه‌مان از بي بي سي هم مهمتر است.

ما ايراني‌ها ضاتن آي کيون پاييني داريم. مثلن پدرم هميشه به من مي‌گويد "تو به خر گفته‌اي زکي". ولي خارجي‌ها تيز هوشان هستند. پسر همسايه‌مان مي‌گفت در آمريکا همه بلدند انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه مردم کلي کلاس زبان مي‌روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله‌ي ساده مثل I lav u بنويسند. واقعن جاي تعسف دارد.
اين بود انشاي من.
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 621
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان مغز خانم ها و آقایان
متن
(آقایون نخونن)
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."
"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";
 دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."
موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "
 دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 663
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان تفاوت هدیه مادر زن و پدر زن
متن

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. امّا داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم. همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه
داماد سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 606
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان پیچیدگی خلقت زنان
متن

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت: - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟ ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى درگرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت: چه آرزويى دارى اى بنده محبوب من؟مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت: - اى خداى كريم! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !! از جانب خداى متعال ندا آمد كه:- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا برآورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است؟ هيچ ميدانى كه بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود؟ من همه اينها را مى توانم انجام بدهم، اما آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى؟ مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟صدايي از جانب باريتعالى آمد كه: اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟؟!!
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 606
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان تعریف عشق
متن

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است .
" ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو !"
ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 642
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان زن ها فرشته اند !
متن

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه .
بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم …. ! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم …!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم !
و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده .
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه :
- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم … !

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 730
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان پدر من چگونه متولد شدم
متن
Kid asks: 'Daddy? How did I come into this world?
The Daddy Answered: ' Well, my child, some day I'll have to tell you any way,
The Kid asked again: 'So why not today?'
The Dad Respond: Please, listen carefully:
Mom and Dad met each other in an internet café.
In the Bathroom of that café, dad connected to mom.
Mom at that time made some downloads from dad's memory stick.
When dad finished uploading we discovered we didn't use Any firewall.
Since it was too late to cancel or delete,
nine months later we ended up with a virus
مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 640
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان رانندگی در ایران
متن

One hand on wheel, one hand out of window: Chicago.
یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره : شیکاگو

One hand on wheel, one hand on horn: New York.
یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق : نیویورک

One hand on wheel, one hand on newspaper, foot solidly on accelerator: Boston .
یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز : بوستون

Both hands on wheel, eyes shut, both feet on brake, quivering in terror: Ohio .
هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها : اوهیو

Both hands in air, gesturing, both feet on accelerator, head turned to talk to someone in back seat: California .
هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با کسی که روی صندلی عقب نشسته : کالیفورنیا

One hand on horn, one hand greeting, one ear on cell phone, one ear listening to loud music, foot on accelerator, eyes on female pedestrians, conversation with someone in the next car: Welcome to Iran
یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به مو بایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است : ایران

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 623
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان قصد ازدواج
متن


دارایی!

ـ چطور داری می ری خواستگاری در حالی که نه خونه داری، نه ماشین داری، نه پس انداز داری... آخه چی داری؟

- " دوستش" دارم!!

- خواستگارت چی داره که می خوای قبولش کنی؟ نه خونه، نه ماشین، نه حقوق آن چنانی، نه تحصیلات...آخه چی داره؟

- قصد ازدواج!!

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 677
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان اتل متل
متن

How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits.
They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman.
Name her Amghezy...Around her hat reddish.
Aachin and Vaachin cross one of your legs

خودتو خیلی اذیت نکن این همون ترجمه شعر اتل متل توتوله به انگليسي هست

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 671
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان نسل جدید
متن


دهقان فداکارپيرشده،
چوپان دروغگو عزيزشده،
شنگول و منگول گرگ شدن،
کوکب حوصلهء مهمون رو نداره،
کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه،
روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،
حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،
آرش کمانگيرمعتاد شده،
شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي،
رستم و اسفندياراسبهاشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!
راستي سر ما ايرانيها چه آمده؟

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 640
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان چهارشنبه سوری
متن


چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 647
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان بلا
متن


میدونی چرا من هیچ وقت صدقه نمیدم؟ چون میگن صدقه بلا رو از آدم دور میکنه طاقت دوری تو ندارم بلا!!!

مراجع و منابع sms
تعداد بار نمايش 640
ارسال این متن برای دوستان خود
 
نمایش جزئیات  
 
موضوع خنده دار
عنوان شانه های من
متن


اگه یه روز چشمهات پر اشک شد ؛ و نیاز به شونه ی کسی داشتی ؛
اصلا رو من حساب نکن چون شونه مثل مسواک یه وسیله ی شخصی هست

مراجع و منابع
تعداد بار نمايش 657
ارسال این متن برای دوستان خود
 

 


   

Copyright. 2007 Happytime.ir , All rights reserved

Home    Services    Ecard    Ecard competition    Text & poem    Calendar    Reminder    My friends    Help    FAQ    Contact us    Sitemap

خانه    سرویس ها    کارت تبریک    مسابقه طراحی کارت    متون و نوشته های زیبا    تقویم    یادآوری وقایع    دوستان من    راهنما    پرسش و پاسخ    تماس با ما    نقشه سایت